انتظار....چراتمومي نداري؟چرا هرچي ميكشيمت بازم كش مياي لعنتي ......
يه آدم جديدم ....يه آدمي كه از زمين و زمان خسته اس ...يه آدمي شدم كه هيچوقت نبودم ....هيچوقت اين مدلي داغون نبودم ...هيچوقت فكر نميكردم نتونم از ته دل بخندم ... هيچوقت فكر نميكردم يه روزي وسط يه مهموني با اون همه سروصدا و بزن و بكوب من بغض قورت بدم....كلا آماده همدري كردنم حالا با هرچيزي كه شده ....هيچ فرقي نداره ...همدردي ميكنم از ته دل اشك ميريزم !!!!
برچسب:
نویسنده: کیارش امیری
كارت چي شد؟
پس كي ميري ؟
الان تو چه مرحله اي هستيد ؟
وكيلتون پس چه غلطي ميكنه؟
چرا فلاني كارش درست شد پس ؟
چرا فلاني انقدر آسون رفت ؟
واقعا داره كارات رو انجام ميده ؟نكنه سركار گذاشتت؟
باهاش در ارتباطي؟باهم اصلن حرف ميزنيد؟
اونجا كه كاراي اداري آسونه پس مال شما اينقدر سخت شده ؟
برچسب:
نویسنده: کیارش امیری
بعضي وقتها يه دوشنبه مي تونه از دلگير ترين جمعه سال هم دلگيرتر باشه!!!!
ميخواستم مقاومت كنم ..پاشدم موهامو ماسك گذاشتم ...ناخونامو يه دست كردم ....لاك داغون پامو درست كردم ....يه چاي بزرك ريختمو نشستم پاي فيلمهاي تكراري ....و در آخر بازم مجبور شدم بگم ....حتما واسه حساسيته كه اشك مياد از چشمام !!!!!!!!!
برچسب:
نویسنده: کیارش امیری
بعضي وقتها يه آدمي هايي هستند تو زندگيمون كه نه ميشه حذفشون كرد نه ميشه حفظشون كرد... كلن كارشون اينه كه همه چي رو خراب كنن،رو اعصابت راه برن ،همش سنگ بندازن ،چاه بكنن برات ...نمي دونم چرا ؟! انگار اين كارا ديگه براشون نه بده نه عيبي داره يه جورايي شده جزي از وجودشون ،عاشق زخم زدنن،...مثل كاكتوس ميمونن ...و من بين صدها كاكتوس گير افتادم......
برچسب:
نویسنده: کیارش امیری
بعد كلي بالا و پايين ...به جايي رسيديم كه هميشه تو دعا هاي شبانه من بود ....البته هنوز تحقق پيدا نكرده ولي خوب يكشنبه اولين قدم براي رسيدن بهشه......
برچسب:
نویسنده: کیارش امیری
برچسب:
نویسنده: کیارش امیری
بعد اون زلزله عظيم خانوادگي كه اومد ....همه چي بهم ريخت ....هيچي سرجاش نيست ...از همه چي دل بريديم ... همه چي بي رنگ و بو شده ....همش دلشوره ...همش استرس... خودت بهمون آرامش بده كه آرامش ناب ترين چيز تو زندگيه ...
برچسب:
نویسنده: کیارش امیری
قبلن وقتي ميومدم و چمدونامو باز ميكردم همه ميگفتن آخي اينا بوي هلند رو ميده ...ولي خودم إحساسش نمي كردم ...ولي الان وقتي مامان شوشو ساك سوغاتي هام رو بهم داد تمام مشامم پر شد از بوي هلند.... دوري چه به سر آدم مياره ....!!!!!
برچسب:
نویسنده: کیارش امیری
بالاخره تموم شد ...بالاخره تمام بلاتكليفيها تموم شد ...ولي چرا هنوز استرس دارم ...چرا هنوز نگرانم ....چرا خورشيد قلبم هنوز طلوع نكرده و آسمونش ابريه....
اقا يه چيزي رو خوب فهميدمااااا ....نگراني از بين نميره بلكه از يه مورد به مورد ديگه انتقال پيدا ميكنه......
برچسب:
نویسنده: کیارش امیری
وامروز روزي بود كه ما نتيجه همه بدبختيهايي كه تو اين يك سال و نيم كشيديم رو ديديم ....
وقتي كارتمو تو دستم گرفتم و نگاش ميكردم همه اون روزهااااا مثل فيلم از جلو چشمام رد شد....
برچسب:
نویسنده: کیارش امیری